ظهور علم الکترونيک و کامپيوتر، و همچنين بوجود آمدن تکنولوژيهايي همچون اينترنت، ابزاري فراهم آمد که بوسيله آن توليدکنندگان مي توانستند با افراد سراسر دنيا ارتباط برقرار کنند، بدون آنکه در اين بين واسطه اي وجود داشته باشد.
از سوي ديگر تحقيقات نشان ميداد که از هر چهار نفر، سه نفر کالاي مورد نياز خود را از مارکي انتخاب ميکنند که دوستشان پيشنهاد نموده است. يعني هزينه هاي هنگفت تبليغات در رسانه ها در برابر يکبار پيشنهاد يک دوست، به پشيزي نمي ارزد!
با جمعبندي دانسته هاي فوق، موج جديدي در تجارت به راه افتاد و منجر به ظهور انقلابي در عرصه توزيع کالا شد با نام
Network Marketing يا بازاريابي شبکه اي.هدفِ
Network Marketing اينگونه تعريف شد: توزيع و رساندن کالا از توليدکننده به دست مصرف کننده، به گونه اي که در اين بين هيچ واسطه تجاري اي، جز خودِ مشتريان وجود نداشته باشد.يعني توليدکنندگان تصميم گرفتند که کالاهاي خود را به کمک مشتريانِ خودشان به فروش برسانند. براي رسيدن به اين هدف، هر کمپاني اي طرحي مخصوص به خود طراحي نمود و آنرا به اجرا گذاشت. آنچه که در اکثر اين طرحها مشترک بود، اينکه مشتريان، محصولات را مستقيماً از توليدکنندگان خريداري مي نمودند، و توليدکنندگان در کنار فروشِ محصول به مشتريان اين فرصت را نيز به آنان ميدادند که وارد طرح بازاريابي شرکت شوند. يعني محصولات شرکت را به دوستان و آشنايان خويش بشناسانند، تا در صورتيکه آنها هم از اين محصولات خريد کردند، بتوانند از شرکت مبلغي را بابت حقِّ معرفي بگيرند. مسلماً بدون چنين پيشنهادهايي مشتريان رغبتي براي معرفي محصولات شرکت به آشنايان خود نداشتند و رسيدن به هدف حذف واسطه ها غيرممکن مينمود. چرا که توليدکننده مجبور ميشد باز هم براي معرفي کالاهاي خود، مبالغ هنگفتي را بابت تبليغات بپردازد و همين امر موجب بوجود آمدن واسطه ميشد.
بعد از گذشت چند صباحي، از آنجا که هنوز چارچوبهاي اين نوع تجارت براي اکثر مردم جهان تعريف شده نبود، سودجويان در نقاط مختلف دنيا، فرصت را غنيمت شمردند و بسترهاي سودجوئي از اين نوع تجارت را فراهم آوردند و با سوء استفاده از نام
Network Marketing سعي کردند تا جيبهاي خودشان را پر کنند، که توطئه هاي پيراميدي يا هرمي يکي از آنها ميباشند (درباره اين نوع طرحها، در آينده بيشتر خواهم نوشت). همين امر باعث شد که محققان به فکر افتند تا چارچوبهاي اين علم نوين را با جزئيات بيشتري براي عموم مطرح کنند، تا فرصتهاي سودجوئي از بين بروند.بطور کلّي ميتوان اعم چارچوبهاي علم
Network Marketing را با در نظر گرفتن تعريف کلّي ـ که در بالا آمد ـ در گزينه هاي زير خلاصه نمود:1- کمپاني توليدکننده بايستي بصورت
Global Market و جهاني فعاليت نمايد. چرا که اگر محدود به کشوري خاص يا منطقه اي محدود باشد، امکان اشباع و ورشکستي کمپاني وجود دارد.2- محصولات توليدي بايستي واقعي، فيزيکي و با ارزش واقعي باشند. محصولات بايستي در همان ابتدا به مشتري تحويل داده شوند و نبايستي هيچگونه شرطي براي تحويل دادن محصول وجود داشته باشد. همچنين قيمت محصولات بايستي براساس استانداردهاي جهاني باشد.
3- توليدکننده نبايستي مشتري را وادار به وارد شدن به طرح بازاريابي نمايد. مشتري آزاد خواهد بود که در هنگام خريد محصول، يک کد رديابي نيز از کمپاني بگيرد تا در صورت تمايل وارد طرح بازاريابي کمپاني شود و از کمپاني پورسانت بگيرد. کمپاني نبايستي براي دادنِ کد رديابي به مشتريان بطور مستقيم يا غيرمستقيم از آنان پولي دريافت کند.
4- پورسانتهاي مشتريان بايستي از گردش مالي توليدکننده تامين گردند نه از گردش مالي مشتريان. يعني توليدکننده بايستي پورسانتها را از مکان سودهايي که از طريق فروش محصول يا ساير سرمايه گذاري ها بدست مي آورد تامين نمايد.
ريچارد پو، يکي از صاحبنظران علم و صنعت
و اين چنين شد که پس از بررسيها معلوم گرديد که از حدود 14000 کمپاني که ادعا مي نمودند بصورت
Network Marketing فعاليت ميکنند، تنها حدود 3000 کمپاني در چارچوبهاي صحيح و درست اين صنعت فعاليت ميکردند.